چون حس میکرد با وجود آدم دیگر آن جایگاه و مقام را ندارد حرص در چیزی که داشت و جایگاه اش اورا از خداوند دور ساخت زمانی که خداوند از روح ملکوتی خود در آدم دمید با لبخند به ته تغاری خلقتش نگاه کرد و خودرا تحسین کرد و از همه ی فرشتگانش خواست که به آدم سجده کنند و همه به فرمان معبودشان سجده کردن و در آن میان یک نفر با فریاد گفت معبودم چرا چرا به او سجده کنیم او از خاک است و من از آتش من قدر شما میدانم اما او چه معبودم .. خدا از توهین به ته تغاری خلقتش بسیار آزرده خاطر شد و به خاطر آدم شیطان را از درگاه باشکوه خود راند و همان جا شیطان قسم خورد که آدم را به زمین میزند اما هربار یگانه معبودم ما را ببخشید .....
بیایم خوب باشیم بببینم که خداوند ؛ یگانه معبودمان بخاطر ما شیطان فرشته مقرب خود را از خود راند بیایم خوب باشیم این تنها خواسته است
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی